کتاب ابداع مورل

اثر آدولفو بیوئی کاسارس از انتشارات نشر ثالث - مترجم: مجتبی ویسی-داستان فانتزی

بورخس ابداع مورل را یک نمونه‌ی «کامل» و معاصر ژانر فانتزی خوانده.


خرید کتاب ابداع مورل
جستجوی کتاب ابداع مورل در گودریدز

معرفی کتاب ابداع مورل از نگاه کاربران
یک کتاب کوچک بزرگ! کازارس در اینجا به عنوان یک نویسنده نزدیک به عنوان نویسنده ممکن است بتواند با موفقیت ادغام ادبیات ادبی با عناصر داستان علمی تخیلی داشته باشد. من احساس می کنم بسیار کم است که می توانم در مورد طرح بدون آنکه آن را خراب کنم می گویم. در طول 30 صفحه اول من متقاعد شدم که این تنها داستان روحانی بود - دقیقا داستان روحانی که الهام بخش شیعلان بود، همه چیز را می دیدم. Casares من در آن لحظه به طور کامل من را شگفت زده کرد با در نظر گرفتن این داستان در مسیری که من در نظر نگرفتم، در نتیجه آخرین صفحات 40 صفحه به ویژه پرچم گذاری شد. راوی، که در طول داستان نامعلوم است، بسیار پرحاشی در پارانویا و ناتوانی عمیق ذهنی است. هنوز هم فکر می کنم که این جزیره، مورل، فاستین و دیگران تنها بر روی صفحه ای روایت قرار دارد که بین دو گوشه راوی قرار دارد. این کتاب شامل چند پاورقی از یک ویرایشگر نامشخص است. این داستان ها همچنان ادامه می یابند، تقریبا می گویند که سردبیر بدون چهره تلاش می کند خودش را به عنوان یک شخصیت تسلیم کند. راهی که من به این کتاب می رسم این است که از طریق کشف (با تشکر Kimley!) آن را یکی از الهام بخش های اصلی برای فیلمنامه آلن راب-گریلت سال گذشته در ماریاناباد. اختراع مورل به من چندین دیدگاه جدید برای استفاده در تلاش های بیهوده من برای به دست آوردن تفسیر دقیق آن فیلم داده است. حالا من واقعا میخواهم یک نسخه از فیلمنامه Robbe-Grillet را بخوانم تا ببینم چگونه آن را مقایسه میکنم. کازارس یک دوست نزدیک جورج لوئیس بورخس بود و ظاهرا تحت تأثیر کارهای یک دیگر قرار داشتند. در حالی که این امر بسیار عالی بود که باید با Borges متوقف شد، باید در زیر سایه ادبی عظیمش زندگی کرد. در حالی که هر دو داستان نابهنگام داستان نویسی دارند، من می بینم که پروژۀ بورژیز، چیزی جز زیبایی اسطوره ای از زیبایی در مقایسه با پروس کلاسیک پایین تر، بهره وری از کازارس است. من از ترجمه انگلیسی کار خودم صحبت می کنم چون من بسیار کم اسپانیایی می دانم، بنابراین، اگر این ادعا یک تفاوت متنی است بین دو موضوع یا یک مسئله ترجمه.

مشاهده لینک اصلی
بررسی های شناور و تلویزیون نمایش LostI فقط از طریق خوراک بهروزرسانی من برگردانده میشوند تا ببینند که دوستان my greatreads.com چه کارهایی انجام دادهاند. من بررسی ها و چیزهایی را که باید به آن توجه کنم را ببینم، اما من هنوز کاملا خودم بازنخواهی نیستم، اما بررسی های انجام شده در مورد آنچه را که در حال انجام دادن در goodreads.com انجام می دهم، خواهم نوشت. در عوض من می خواهم مشاهدات خود را درباره چگونگی به روز رسانی خوراک goodreads.com این کتاب نشان دهم. برای چند روز گذشته فقط در مورد هر روز صبح و اوایل شب که من به روز رسانی خوراک خود را، یا صفحه اصلی من، و یا هر آنچه ما می خواهیم به آن تماس بگیرید؛ یک بررسی وجود دارد که همیشه در جایی در ترکیب و مطابقت با نظرات، نظرات و فعالیت های دیگر دوستان من است. مانند صفحه اصلی من یک حلقه دائمی بود. بله، خیلی ممنون، ممنون، اونم با غم و غصه 2 بار، غم و غصه، بعضی چیزا ..... بعدا بله، بله، ممنون، ممنون، ممنون، ممنون، ..... بله ..... صبح ..... بله بررسی با همان دو رای blah blah blah ..... و در و بر روی من متاسفانه این خواهد رفت تا زمانی که مردم بیشتر مجبور به لذت بردن از بررسی فقط به طوری که آن را متوقف خواهد شد به شناور به تغذیه خود را به روز رسانی. به طور معمول من ممکن است از شناورهای بی قاعده بررسی ها نادیده بگیرم (برای افرادی که در زبان لاتین الهام گرفته از دیوید نیستند، زمانی که شما یکی از بررسی های خود را ویرایش می کنید، شاید بدون حتی در حال تغییر چیزی باشد، به طوری که آن را در فید جدید به روز رسانی می شود. برخی از دوستان شما ممکن است آن را از دست داده اند و شما می خواهید این دوستان را به فرصتی برای خواندن نظرات بسیار مهم خود، اندیشه ها، کم خوابی های طنز آمیز شما، فریب های طولانی، و غیره، دیدگاه های فلسفی مختلف در مورد آنچه تعداد قابل توجهی از شناورها در هر بررسی در مقایسه با سن بازبینی)، اما من این را قبول ندارم که نسبتا مورد بررسی قرار بگیرم که من شروع به فکر کردن به این موضوع کرده ام که چیزی به طرز متافیزیکی وجود دارد، چرا که چرا کسی یک بازبینی را انجام می دهد ظاهرا هیچ کس در مورد آن مورد توجه قرار نگرفته است، اگر فقط به رای و گناه توجه داشته باشید، ممکن است شخصا آن را شخصا مورد هجوم قرار دهید، زمانی که هیچ کس نتواند رأی دهد. من برای اولین بار می روم، چیزی به طور متافیزیکی فک می شود، و بخشی از زندگی من در تکرار است، مانند روز زمستانی، و یا این فیلم با آدام سندلر (که ممکن است روز زمستان است اما من کاملا مطمئن هستم که بیل موری را ستاره گذاری کرد)، اما بدون اینکه قادر به نمایش هر گونه آزادی و یا عمل به تکرار من در حال حاضر بخشی ناخواسته در، مانند من می توانم انجام کارهای دیگر، اما هر چیز دیگری اتفاق می افتد دقیقا مانند قبل، و یا شاید نه همه چیز، اما حداقل این یک چیز، این یکی از بررسی های لعنتی که فقط صبح و عصر به سمت شناور ادامه می دهد، و من باید دوباره و دوباره با آن برخورد کنم، مانند انتظار برای خدا، اما تنها با یک عمل، اما برای همیشه مکرر. این نوع فرضیه این کتاب است و من اشاره کردم که آن را در یک جزیره اتفاق می افتد و چند چیز وجود دارد که به نظر می رسد شبیه آن نمایش آزار دهنده اعتیاد آور در ABC است که خوشبختانه در چند سال آینده پیچیده می شود هفته ها من آرزو می کنم که داستان این کتاب با طرح پلیس سوم مخلوط شود و این چیزی است که کل معنای بزرگ از دست رفته واقعا بود. چقدر رضایت بخش تر خواهد بود اگر کل محکمه اطراف پس از یک لوئیس بروکس به نظر می رسد به طور یکسان در اطراف و پنهان کردن او را به عنوان غیر قابل دستیابی است و نیاز به تحسین این عدم دسترسی برای همیشه و همیشه ..... آره آن را شامل نمایش های بسیار متفاوت است، اما این یک علاقه عشق است که من خیلی بیشتر از یک بار دیگر تکرار جک-ساییر کیت، که همانند بازبینی نامطلوب است، فقط می توانم بمیرم. بنابراین به هر حال، این کتاب را دوست داشتم. در بعضی موارد در Lost ذکر شده است، که در فصل نهایی آن در ABC قرار دارد و من شخصا حدود دو فصل قبل از آن مراقبت می کنم، اما مانند یک تصادف بد خودرو، من نمی توانم از چشم او چشم پوشی کنم. اما در این بررسی مناسب نیست، اما هرچیز، Ill این شناگر را شناور می کند تا زمانی که من مجبور به ارزیابی گزیلونی کنم.

مشاهده لینک اصلی
4.5 / 5 برای اینکه این رمان به کار برسد، باید ابتدا و با حیله گری مستقر شود، صدای نویسنده در جریان جریانهای تخیلی شکل گرفته است. در ابتدا، کندی، تکرارپذیری کتاب را به رتبه 2 ستاره و توانایی خواندن من یک ستاره تنها و تنها گذاشت. خوب، شاید دو تا از آخرین قطعه ها بود و من مجبور بودم آن را به هم بزنم. سپس منتظر خشک شدن بودم. انتظار ناتوانی من تصمیم گرفتم که این را به نوازندگی بسپارم. وضعیتی است که دنده ها به صورت بازشده ملتهب می شوند. تنفس دشوار است حتی اگر من با راوی شناسایی نکردم، او کتاب را به استخوانهایم متصل کرد و از دست دادن دستمزدش امتناع ورزید. این یک بسته یخ، یک پد گرم را خاموش کرد. خم شدن روی ستاره من تماشای انعطاف پذیری آهسته قطعات با هم داشتم. یک شمع دیگر؟ قطعه ستاره امیدوار نیست که برای توانایی خواندن من زیاد باشد، بلکه برای این کتاب عقب مانده است؟ احتمالا این کتاب به من آموزش می دهد که چگونه بهتر بخواند؟ من متوجه نشدم که آنچه که من تجربه می کردم، چیزی بود که نویسنده، بیوی، من را هدایت می کرد، دقیقا همان چیزی را که او قصد داشت، منعقد ساختگی او را در انفجار متافیزیکی به من رساند. این علم تخیلی است که من از آن غافل هستم؟ فلسفه، که من دوست دارم؟ بافت متافیزیکی، دنباله دار آن که در زیر نمادگرایی ساخته شده است، ارائه دهنده امکانات احتمالی است که نه فقط ذهن مشغول است، بلکه یک توضیح عمیق نشان داده شده از آنچه که ممکن است در واقعیت ما به توافق برسیم. یک درمان ترسناک اما برطرف کننده است. این یک کار عمیق است که درون یک محفل سبکتر و شناخته شده تر ساخته شده است. این کاملا تکمیل شده است. من فکر می کنم لازم است بدون هیچ گونه دانش از توصیه ها، معرفی ها، به جلو، خوانده شود. این جهان خودش است، دنیا که می خواهم به شما بگویم، اما آن را خراب خواهم کرد. علاوه بر این سه ستاره دیگر به قطعه و چسب با هم وجود دارد.

مشاهده لینک اصلی
من فاوستین را می بینم ....... اما او نمی بیند من. صحبت می کنم، متوقف کردن، کلمات شکنجه ........ اما نگاه او هرگز تغییر نمی کند. من او را یک باغ، یک اشاره از عشق من. ....... اما او از آن عبور می کند. _________ _____ _____ _____ _____ من شیشه را با ساقه نگه می دارم، به سختی بر روی میز. مچ دست من کار می کند، چرخش مایع. من آن را نفس می کشم. بنابراین اغلب، من از دست رفته یادداشت ها. حدس می زنم اشتباه است من در ماندگاری سکوت میکنم. بنابراین اینجا _____________ _____ _____ _____ _____No، که عاقبتش را نداشته باشید. به من بگویید که شما از حدس و اشتباهات من غافل شدید. من اسم را فاستین، فاستین را طعم دادم. مثل Durrells Justine، نه؟ فضانوردان دوست دارند اما دورتر بعدا نوشت. من فاوست را جستجو کردم آیا او را در مورل یافتم که به اینجا نیز آمده است تا انسان را زنده نگه دارد؟ گاهی اوقات من فقط قلبم را باور نمی کنم. مورل، آن خائن. او از طریق باغ من پیاده شد، فاوستین. اوه، اجازه ندهید فرزندانتان آن را نابود کنند. اما لوری نیز بعدا ظاهر شد. _____ _____ _____ _____ _____ بنابراین Casares باید خودش باشد. تنها با شیفتگی او با لوئیز بروکس. _____ _____ _____ _____ من تنها هستم. دیگران - گردشگران - واقعی نیستند. دیگر نیست من آنها را به خاطر اختراع مورلز می بینم. یک نوع جاودانگی. من میتونم آنها رو ببینم اما آنها نمی توانند مرا ببینند. من فرار کردم اما من هنوز زندانی هستم

مشاهده لینک اصلی
من آرزو می کردم که قبل از خواندن رمان، پشت Invention of Morel را بخوانم. وقتی خواندن داشتم که بورخس، پاز و غیره این کتاب را دوست داشتم احساس کردم دوست دارم آن را دوست داشته باشم. فشار خیلی زیاد. خوشبختانه، من فکر می کنم اختراع مورل به اندازه کافی قدرتمند است که من بدون فن آوری پیش زمینه ای بوده ام. این کتاب توسط یک فرد فراری در جزیره ای که جزیره ای به جزیره ای که او را پس از فرار او حمل می کند، نقل مکان می کند. یک خانه، کلیسا و موزه، جزیره ای که در آن بی نظیر قرار دارد را اشغال می کند. با این حال، به زودی، مردم نشان می دهند، و راوی، از کشف وحشت زده اما متاثر از گروه و به ویژه یک زن است، در حالی که تلاش برای شناسایی هویت ها و انگیزه های تازه واردان، از طریق منطق و پارانوای خود کار می کند. جذابیت این رمان در اطراف ساختار پیچیده ای از کاراکترها و بازتاب های راوی در پاسخ به تازه واردین است. راوی عقل، عقل، تلاش برای مركز كردن، و به آرامی، به ویژه در سومین كتاب، عنایت به جاودانگی و ماهیت تعامل انسان است. آیا مردم واقعا یکدیگر را می بینند؟ می دانیم هر یک از دیگر؟ آیا می توان ذات ما را از فرم های فیزیکی ما جدا کرد؟ چه بخشی از ما، در صورت وجود، جاودانه است یا حتی در حال حاضر، در روابط ما؟ من همچنین معتقدم که نفوذ این کتاب (برای اولین بار در سال 1940 منتشر شده) بر نویسندگان بعدی که در قلمرو همانند ویلیام گیبسون با Neuromancer کاوش می کنند، می خوانند. اختراع مورل مانند یک کتاب که میخواهید دوباره، سریع، به محض اینکه اولین اجرا را انجام دادید، همانند آنچه که میخواهید یک فیلم پیچیده را یک بار دیگر تماشا کنید، را تشخیص دهید و سرنخها و تفاوتهای ظاهری را که موجب شده خواننده / بیننده به داستان. من خوشحالم که اختراع مورل را خواندم این کتاب من را متمرکز کرده و به شیوه هایی که در ابتدا درک نمی کردم، درگیر شدم. (PS: این کتاب سوم یا چهارم است که از نشریه کلاسیک NYRB خوانده شده است. من نمی دانم این افراد NYRB چه کسانی هستند می توانستم این متون را که در غیر این صورت احتمالا هرگز کشف نکرده بودم، بخوانم، اما می خواهم آنها را بر روی لب ببوسم.) (PPS: آیا 101 صفحه کتاب یک رمان یا رمان است؟)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ابداع مورل


 کتاب گریگور و نشانگان رمزی
 کتاب دفتر یادداشت کانگورو
 کتاب ابزار فانی - شهر استخوان ها 1
 کتاب ابداع مورل
 کتاب ماکاموشی، شبح مترو
 کتاب درخت آرزو