کتاب استخوان های دوست داشتنی

اثر آلیس سبالد از انتشارات روزگار - مترجم: فریدون قاضی نژاد-داستان فانتزی

هنگامی که ما برای اولین بار با سوزی سالمون ملاقات می کنیم، او در حال حاضر در بهشت است. همانطور که او از این مکان عجیب و غریب به نظر می رسد، او در صدای تازه و روحیه یک دختر چهارده ساله به ما می گوید که داستان ایده آل و پر از امید است. در طی هفته های پس از مرگ او، سوزی زندگی بدون سر خود را روی زمین ادامه می دهد - دوستان مدرسه او شایعاتی در مورد ناپدید شدنش می کنند، خانواده اش امیدوارند که پوسته پیدا شود، قاتل او در تلاش برای پوشش آهنگ هایش. همانطور که ماهها بدون سر و صدای عبور می کند، سوزی پدر و مادرش را می بیند که ازدواج از دست رفته است، خواهرش سخت تلاش می کند تا قدرتمند باقی بماند، و برادر کوچکش تلاش می کند که معنای کلمه را فراموش کند. استخوان های دوست داشتنی درخشان و شگفت انگیز است، که رمان هایی است که بیشترین امیدواری های داستان را از غم و اندوه می سازد. در دست یک نویسنده جدید درخشان جدید، این داستان از بدترین چیزی که یک خانواده می تواند با آن مواجه شود تبدیل به یک رمان ماندگار و حتی خنده دار در مورد عشق، حافظه، شادی، بهشت و درمان است.


خرید کتاب استخوان های دوست داشتنی
جستجوی کتاب استخوان های دوست داشتنی در گودریدز

معرفی کتاب استخوان های دوست داشتنی از نگاه کاربران
** هشدار اسپویلر ** بنابراین او مورد تجاوز قرار گرفت و سپس قتل. در آسمان می ماند او بدنهای دیگران را برای داشتن یک رابطه جنسی با یک پسر که در آن قرار دارد، برده است؟ واقعا؟ آیا این هم تجاوز نیست؟ به علاوه، هیچ طرح ... خیلی خسته کننده است.

مشاهده لینک اصلی
آیا FREDDONella ذهن قاتل سریال؟ نه، در ذهن و قلب قربانی: خیلی، اما بسیار جالب است. در ذهن قاتل ما قبلا آمده ایم، یک خون سرد به خوبی 36 سال پیش موفق شده است - و سپس دیگران سعی کرده اند، که موفق (چند )، او هرگز به این قله رسید. بیشتر آنها شکست خوردند. اکنون، با آلیس سابولد، ما در طرف دیگر، در قربانی هستیم. و تصور می کنم که 36 سال دیگر نیز به موفقیت خواهد رسید.

مشاهده لینک اصلی
من هرگز این را نخوانده باشم اگر برای کلوب کتاب من است. پس از آنکه از آن بیرون آمده بود، انتظارات بسیار کم داشتم و بنابراین غافلگیر شدم که در داستان غوطه ور شده بود - تا زمانی که تقریبا نیمه راه از آن عبور کرد، به نظر می رسید که طرح را از دست داده و به طور ناگهانی از بین می رفت، و آن را تکرار می کرد. احساسی از شخصیت های آن و من. سوزی ماهی قزل آلا مرده است او داستان خود را با توصیف نحوه قتل او و واکنش familys خود را آغاز می کند. از جای او در بهشت، او می تواند هر کسی را که می خواهد تماشا کند، اما به استثنای @ touching @ Ruth، دانشجوی 14 ساله ای که در مدرسه اش است، در خارج از خانه می ایستد، نمی تواند حضور او را احساس کند. روت با سوزی کمی وسواس می شود و شروع به دیدن و احساس کردن افراد مرده می کند، و در خاطرات خود ضبط می کند. مادر ساسیس از دخترانش مرگ را به عنوان یک راهبرد برای ترک خانواده اش و تلاش برای دست یافتن به جوانانش می گیرد. او به طور مداوم به عنوان یک زن توصیف می شود که هرگز نمی خواست مادر باشد. پدر سوزی مرگ او را به خصوص بد می کند و بر دو فرزند دیگرش، لیندزی و باکی تمرکز می کند. سوزی از بهشت ​​به عنوان خانواده اش رشد می کند، تماشا می کند چون لیندزی از اولین بوسه به پذیرش یک پیشنهاد ازدواج می پردازد، قاتل او را می بیند، آقای هاروی، یک قاتل سریال که هشدار اسپویلر !: هرگز گرفتار نیست، و در پایان این کتاب دارای روت بدن است، بنابراین او می تواند وی را به تنها پسر ای که هرگز بوسید، از دست بدهد. استخوان های دوست داشتنی نسبتا بلندپروازانه هستند و اگرچه قادر به جلوگیری از تساهل احساساتی نیست، اما از دست دادن فرصت های زیادی برای تحقق بخشیدن به مسائل جالب و مهم است. بعضی از دستگاه ها کمی شیک بودند و به نظر می رسید اجتناب. من حدس می زنم که من، مانند بسیاری از مردم، بیشتر از این ها راضی هستم اگر آقای هاروی دستگیر شود، اما این هم لزوما واقع بینانه نیست. دلیل اصلی این که من تلاش کردم آن را به پایان برسانم و به همین دلیل من فقط 2 ستاره را به آن می دهم این است که نیمه دوم هیچ جایی برای رفتن نداشته باشد، وقتی که سالها شروع می شود و مردم شروع به حرکت می کنند، سوزی که بدنش هرگز هم پیدا نشد شخصیت ها به من خیره شد - من می خواستم با همسرم همدردی کنم، حتی از مادر، که، به هر حال، سخت ترین لحظات را داشت، اما شروع به خندیدن کردند. گفته می شود، برخی از توصیف های خوب وجود دارد، صدای Susies مناسب است، حس خوبی از زمان (shes در 70 سالگی کشته شده است) بدون اینکه بیش از حد آشکار است، و حتی اگر شما فقط نیمه اول، خواندن و خواندن آن قبل از آن را می خواند خسته کننده

مشاهده لینک اصلی
داستان داستانی از استخوان های دوست داشتنی واقعا غم انگیز بود، اما در همان زمان جالب بود. این کتاب در مورد یک دختر به نام سوزی بود، او 14 سال داشت و خانواده ای شاد و با احترام داشت که عمیقا در مورد یکدیگر مشغول بودند. روزی که سوزی در مدرسه از مدرسه راه می رفت، توسط یک مرد متوقف شد که زندگی او و زندگی هر کسی را که دوستش داشت، از بین می برد. او نه تنها زندگی خود را برای همیشه از بین برد، بلکه خانواده و دوستانش هرگز همانند آنچه او انجام داد آنقدر نفرت انگیز و غیر قابل تحسین بود. او به خوبی به قتل یک دختر جوان و بی گناه که بسیاری از چیزهای عالی را در زندگی خود در پیش رو داشت. آقای هاروی این کار را کرد، او یک اتاق زیرزمینی را ساخت. او آنجا در اتاقش نشسته بود و مکتب مکتب قصد کشتار زنان جوان را دارد. او با سوزی به او ضربه زد و از او پرسید آیا میخواهد برای دیدن اتاق او. البته او به عنوان naï¯ve به عنوان او او را پذیرفت پیشنهاد و پایین رفت و نه دانستن سرنوشت خود. پایین در آن اتاق او تجاوز او سپس او را به قتل رساند، او را در یک کیسه زباله قرار داده و او را کشید به خانه او. او بدن خود را در کیسه را برای چند هفته باقی مانده بود، در حالی که خونش از طریق کیسه در کف پارک او نفوذ کرد. بعدا بدن را به یک ایمن گذاشت و آن را به حیاط نابکار برد. ابتدا هیچ کس نمی دانست که چه کسی این جوان را کشت دختر تنها یک مدرک کلاه بود که او در آن بود، و تنها استخوان آن را در میدان، آرنج او فراموش شده است. پس از مرگ Susie، خانواده اش شروع به جدایی از یکدیگر کردند. پدر و مادرش عشق خود را به یکدیگر می کشیدند. خواهر جوانتر که در آن زمان 12 ساله بود، از خانواده اش دور شد و خیلی آرام و تنها شد. هری برادر کوچک باکی که 4 ساله بود واقعا نمی دانست چه اتفاقی افتاده است، اما همانطور که او بزرگ شد، او شروع به شاخه شدن از خانواده اش کرد و خیلی بیشتر از خودش بود. او همان پسر کوچکی بود که او یکبار در آنجا نبود. مادرش خانواده اش را برای کارآگاه. این به خانواده کمک نمی کند. در طول رمان موضوعی پیوسته وجود داشت. موضوع این بود که شما باید قوی باشید و حرکت کنید. شما هرگز نمیتوانید از دست بدهید، شما باید حتی در سخت ترین زمانها را فشار دهید. در طول داستان، یک عمیق صدای تند و تند بسیار خندان بود. تمام داستان غم انگیز بود و بسیار سخت بود که تصور کنیم چیزهایی مثل آن چیزی که واقعا در زندگی واقعی اتفاق می افتد.در این کتاب، بسیاری از درگیری های داخلی وجود داشت. پدرش سوزی از نظر احساسی تخلیه شد او تا به حال یک سوء ظن قوی است که آقای Harvey قاتل بود. حتی زمانی که هیچ کس به او اعتقاد نداشت او هرگز متوقف اعتقاد بر این است. مادر سوزی از خانواده خود رها شد. او سوخته، غمگین و از دست رفته است. لینسه شروع شد فکر می کنم او تنها در این جهان دیوانه بود و هیچ کس او را دوست نداشت. باکوی پسر کوچک بیرون نرفته او نیست. او یک پسر وحشی و هیجان انگیز بود. پس از مرگ او در جعبه خود در در حیاط خلوت و با خود صحبت کرد. در این رمان، استخوان های دوست داشتنی زیادی وجود داشت پیش فرض. همانطور که در ابتدا، آلیس سبتل اشاره می کند چگونه آقای هاروی در حال برنامه ریزی برای ساختن این اتاق زیرزمینی است. او توضیح می دهد که او کمی عجیب است و چطور هیچ کس در محله واقعا او را اعتماد نمی کند و نمی داند خیلی درباره او چه می کند. ذهنم در حال اجراست، فکر می کنم که او ممکن است یک شکارچی جنسی باشد و از کودکان خواسته شود. همچنین او ارتباط چشم بین مادر Susieâ و لن، کارآگاه را ذکر می کند. این باعث شد که من متوجه شدم که یک رابطه فوری ایجاد شده است. در نتیجه مادرش خانواده اش را برای این مرد ترک کرد. داستان زیبای استخوان یکی بود که واقعا دوستش داشتم. من دوست داشتم که چگونه نویسنده به بینش نسبت به آنچه سوزی احساس کرد، و شاهد آن بود، در حالی که او همه افراد را که پشت سرشان روی زمین بودند را تماشا کرد. او چشم انداز از سوزی از بهشت ​​را داد. چیزی که من واقعا در مورد رمان نداشتم این است که چگونه از دیدگاه های مختلف شخصیت ها به سرعت و بدون تکمیل افکار و یا تفسیر نظرات خود، از دیدگاه های مختلف از شخصیت ها عبور کرد. من قطعا این کتاب را به هر کسی که اسرار را دوست دارد توصیه می کنم.

مشاهده لینک اصلی
(بدون امتیاز) قبل از خواندن قصه های دوست داشتنی، من خاطراتی را که در آن آلیس سبولد در سن هجده سالگی در رابطه با تجاوز به عنف به وی می گوید، و دیدار رسمی او با مسیحیت خود در دادگاه، را بخوانید. من مدت کوتاهی پس از انتشار آنها هر دو کتاب را مطالعه کردم. این چه چیزی باعث می شود من این بررسی را اضافه کنم این است که من دو چیز را آموختم: سبتل یک کتاب سوم به نام \"تقریبا ماه\" نوشته است؛ و یک فیلم بر اساس \"The Lovely Bones\" در دسامبر 2009 برای انتشار منتشر شده است. در The Lovely Bones چهارده سال سوزی سالمون نه تنها مورد تجاوز قرار گرفته بلکه قتل شده است؛ و او داستان را از بهشت ​​روایت می کند. هر دو کتاب با اقدامات خشونت بار باز می شود. تقریبا ماه با باز شدن می آید، \"وقتی همه گفته می شود و انجام می شود، کشتن مادر من به راحتی انجام می شود.\" یک بررسی کننده گفت که در مقایسه، \"استخوان های دوست داشتنی\" یک پیاده روی شاد در پارک است. \"Iâ € ™ m می ترسم که تقریبا ماه به لیست \"همیشه\" خواندن می رود. من عاشق خواندن رمان های ابتدایی هستم، زیرا امروزه بسیاری از آنها به خوبی نوشته شده اند. \"صدای جدید\" به طور کلی باعث می شود خواندن تازه ای داشته باشید. و من اعتراف می کنم که در ابتدا من واقعا از استخوان های دوست داشتنی لذت بردم. من فکر می کردم که این تفاوت ها \"متفاوت\" و \"بولدا\" است، به ویژه اینکه خواننده در ابتدا می داند که قاتل / قاتل آقای هاروی همسایه است. سوزی ساعت ها (از بهشت، به یاد داشته باشید؟) آقای هاروی، دوستان و خانواده اش، و تاثیر مرگ او بر زندگی آنها است. او توجه ویژه ای به ری، تنها پسر ای که او تا به حال بوسید، و روت، که ظاهرا می تواند \"احساس سوزی\". به نظر می رسد در مورد نیمه راه داستان، حرکت به نظر می رسد، اما من ادامه خواندن. سپس، نزدیک ترین، سوزی â € œinhabitsâ € بدن از روت، به طوری که او می تواند رابطه جنسی با ری. روث، یک همجنسگرایان، هیچ وقت فکر نمی کند که چه اتفاقی افتاده باشد، وقتی ری به او می گوید. و ري، البته، نميدانست که واقعا روت بود که با او رابطه داشت. اینجاست که من باید جدی به انگیزه آلیس سبتال در نوشتن این رمان گوش کنم. آیا این انتقام عاطفی، به عنوان داستانی مخفی شده است؟ چگونه می توان آن را به عنوان هر نوع قطعنامه برای دیدن شخصیت او استفاده از یک بدن دوست به تجاوز یک مرد جوان را ببینید؟ یا در انجام این کار، او را به طور موثری، تجاوز او را به طور واضح دوست غیر رضایت؟ و از بهشت؟ عنوان Lucky به ظاهرا در رابطه با پلیس بود که بعدها به او گفت که او \"خوش شانسی\" است، زیرا او تنها مورد تجاوز قرار گرفته است، در حالی که قربانی قبلی، در همان نقطه مورد تجاوز قرار گرفته است، سپس قتل عام و سپس انهدام. من آلیس سابولد را برای نوشتن خوش شانسی تقدیم می کنم؛ او نمی توانست برای نوشتن خاطرات آسان باشد - در حقیقت انتشار آن تا 18 هجده سال دیگر زندگی اش به پایان نرسیده است. اما نمی توانم استخوان های دوست داشتنی را تحسین کنم. بدیهی است، بسیاری از خوانندگان مخالف هستند؛ بررسی های شگفت انگیز فراوان هستند. این رمان موفقیت عظیمی برای آلیس سبولد بوده است: جوایز متعددی را به دست آورد و در حال حاضر این فیلم است. مانند سومین کتاب من فکر می کنم این فیلم را از دست بدهد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب استخوان های دوست داشتنی


 کتاب اختراع هوگو کابره
 کتاب گریگور و نشانگان رمزی
 کتاب غسل آتش
 کتاب سریال چهار سابقه دار، قسمت ۷
 کتاب غول بزرگ مهربان
 کتاب پیدات کردم سرمگس!