کتاب ماجرای عجیب سگی در شب

اثر مارک هادون از انتشارات افق - مترجم: شیلا ساسانی نیا-داستان فانتزی

داستان از زبان كريستوفر، قهرمان نوجوان مبتلا به اوتيسم كتاب، تعريف می‌شود. صدای راوی تا آن‌جا كه داستان را روايت می‌كند عادی، بدون لكنت و حتی هوشمندانه و درخشان است. مشكل اما اين‌جاست كه او داستان خودش را تعريف می‌كند. يك مبتلا به اوتيسم كه در برقراری ارتباط با محيط و آدم‌های اطرافش مشكل دارد و عكس‌العمل‌هايش در پاسخ به محيط اطرافش بيمارگونه و غيرعادی است.

و اين تضاد آدم را كلافه می‌كند. انگار كه در تمام طول داستان قهرمانت را در اتاقی زندانی كرده باشند. تا زمانی كه قهرمان در مساحت كوچك آن اتاق محدود، ذهن خودش، قدم برمی‌‌دارد همه چيز عادی و خوب به نظر می‌رسد. اما به محض اين‌كه بخواهد ذره‌ای از مرزهای اين اتاق خارج شود و پا به دنيای بيرون بگذارد همه چيز در هم می‌ريزد و خراب می‌شود.


خرید کتاب ماجرای عجیب سگی در شب
جستجوی کتاب ماجرای عجیب سگی در شب در گودریدز

معرفی کتاب ماجرای عجیب سگی در شب از نگاه کاربران
اصلا دوستش نداشتم وبه نظرم بسیارضعیف بود.
ریویو نوشتن برایم سخته،چون تقریبا همه این کتاب را دوست داشتند.ولی برای دوست نداشتنش،دلایل محکمی دارم.
1-داستان حداقل برای من،جذاب نبود.هیچ میلی به ادامه دادنش نداشتم و به زور می خواندم چون می دانستم قرار نیست اتفاقی بیفتد.صرفا روزنوشت های یک پسر اوتیسمی را می خواندم که توی خلاصه ی گودریدز وسوسه کننده به نظر می آمد،ولی توی کتاب ناامید کننده بود.
شاید این را بشود نقطه ی قوت کتاب تلقی کرد که دنیای یک اوتیسمی را با ویژگی هایش و طرز تفکر خاص آن فرد نشان می داد،ولی برای من دوست داشتنی نبود.
2-(اندکی اسپویل دارد این بند)
من اطلاعات تخصصی از روانشناسی ندارم،ولی آن چیزی که جسته گریخته درباره ی اوتیسم شنیدم این است که وقتی به شکل خاصی از زندگی عادت کنند تغییر آن شیوه برایشان به شدت آزاردهنده یا حتی غیرممکن است.اما اینجا کریستوفر به سادگی تصمیم گرفت هرچیزی که می شناسد را رها کند و برود.دلیل این کار تا حدی قابل درک بود و اگر یک آدم عادی این کار را می کرد من می توانستم باهاش موافق باشم،ولی برای مریضانی که وقتی جای مسواکشان را از سمت
چپ به راست تغییر می دهی دادشان درمی آید تصمیم جالبی نبود.
3- دیگر این را همه می دانیم که اوتیسمی ها جزایر هوشی دارند و این هوش را به شکل خاص نشان می دهند.اما به جز چندتا مسئله ی ریاضی و نکات پیش پاافتاده ای که آدمهای عادی هم می دانند نشانی از هوش کریستوفر نبود.البته این کمی قابل توجیه است،چون بالاخره نویسنده آن جزایرهوشی را نداشته ولی می توانست خیلی حرفه ای تر عمل کند.مگر شرلوک هلمز را یک نابغه نوشته؟مگر داستانهای تن تن که غافلگیرمان می کنند یا خیلی داستانهای پلیسی دیگر توسط کسانی که هوش عجیب و غریبی دارند نوشته شده؟نویسنده در نشان دادن هوش کریستوفر خیلی بد عمل کرده بود.
4-کریستوفر برای من دوست داشتنی نبود.سال ها پیش فیلمی از تلویزیون دیدم درباره ی یک شخصیت شیزوفرنیک با همه ی اخلاق و رفتار خاصش.تفاوتش با آدمهای عادی مشهود بود،اما بی نهایت هم دوست داشتنی بود.به قدری این فیلم روی من تاثیر گذاشت که تا مدتها فکر می کردم خودم هم این بیماری را دارم یا دائم دنبال نشانه هایش بین بقیه آدم ها می گشتم!این دوست نداشتنی بودن کریستوفر را دیگر گردن هیچ چیز جز عدم هنرمندی نویسنده نمی اندازم.همیشه شخصیت هایی با بیماری های خاص،دوست داشتنی و همدردی برانگیزند.ولی کریستوفر جز اعصاب خردی برای من نداشت.گاهی هم از دست کثیف کاری هایش به ستوه می آمدم.مثلا میگفت چون دستشویی آب نداشت روی دستم تف کردم!!!آخر تف چه خاصیت پاک کنندگی ای دارد؟
این همه عیب گفتم،یک خوبی هم می گویم.شخصیت پدر و مادر کریستوفر خوب پرداخت شده بود.من کاملا می توانستم رنجی که مادر کریستوفر به خاطر نگهداریش می کشید را درک کنم.درواقع بیشترین همدردی را با او داشتم.قسمتی که از فروشگاه رفتن شان تعریف می کرد بی اندازه دردناک بود و مرا به این فکر انداخت که من اگر جای او بودم،چی کار می کردم؟ واقعا چندنفر از ما توی همچین موقعیتی می توانیم با آرامش برخورد کنیم؟

مشاهده لینک اصلی
4 ساعته خوندمش!:))
خیلی خوب بود!
نمیدونم....
دوسش داشتم!

مشاهده لینک اصلی
یکی دیگر از اعضای Goodreads به من گفته بود که این کتاب را بخواند - من به معنای آن بودم، اما تا زمانی که او برای مدت طولانی من را ناراحت کرد و یک کپی فرستاد این کتاب قابل توجه است - تنها چیزی که من می توانم فکر می کنم که شبیه آن است که شاید این داستان کوتاه، گل برای الجنرون. خواهر بزرگترم از نظر فکری معلول است، من یک دانشمند علمی بزرگ شده ام و دخترم یک مهره شرلوک هولمز است. در حالی که من خواندن آن شخصیت مرکزی به نظر می رسید یک ترکیب عجیب و غریب از سه نفر از ما. این کتاب برای من بسیار شگفت انگیز است که وقتی پیر و جوان میشوم ممکن است حتی فکر کنم که آن را نوشتم. (اگر فکر می کردم می توانستم با آن کنار بیایم، شروع به ادعای این می کنم ...) اگر این کتاب را بخوانید و به دلیل اینکه شما کتاب کودک را فکر می کنید یا آن را به نظر می رسد کمی احمقانه - طولانی تر این یک داستان زیبایی نوشته شده است که بدون بازی کردن بازی های ارزان با شما به عنوان یک خواننده حرکت می کند. این یک لذت است. بخوانش.

مشاهده لینک اصلی
اولین٪ 50 از این رمان کاملا قانع کننده بود، عمدتا به دلیل راوی. راوی یک پسر نوجوانی با نیازهای ویژه است و در مورد روایت او چیزی شگفت انگیز است که احساسات و ملودی های تکراری داخل آن را از بین نمی برد. ذکر نشده است که چه نوع اختلال رشدی، کریستوفر، راوی ما است، اما رفتار او نشان دهنده اوتیسم یا Aspergers است. صرف نظر از آنچه که او دارد، حادثه عجیب و غریب سگ در شب به ما یک دیدگاه فردی از زندگی روزمره فرد مبتلا به اختلالات رشد می دهد. با این حال، یک کتاب نیاز به بیش از یک سبک منحصر به فرد POV و روایت دارد برای کسب بیش از سه ستاره از این وسیع. نوآوری یک روایت غیر عاطفی به سرعت فاش شد تا یک طرح بی نظیر و پایان انتولیالکتاسیو آشکار شود.

مشاهده لینک اصلی
این یکی از دستاوردهای سرمقاله من بیشتر افتخار می کنم ... من حق خرید این رمان را در حالی که هنوز در دستنوشته، قبل از انتشار اول و خیلی قبل از تمام جوایز آن را دریافت بعد ... خریداری شد. همچنین، من لذت بردن از نشست نشست هادون دو بار ... نویسنده ای عالی و شخصیت بسیار خوبی بود و دارای حافظه خوبی است :) متاسفانه او در صربستان به خوبی فروش نمی کرد ... من ناشر او را تغییر دادم اما با هیچ نتیجه ای بهتر نشد ... به دلیل فروش نامناسب او، ترجمه به صربستان، احتمالا :(

مشاهده لینک اصلی
یکی از بهترین کتابهای YA، فوق العاده و تعجب آور در بسیاری از سطوح است. بسیار حرکت می کند به عنوان یک پدر و مادر یک کودک مبتلا به اوتیسم و ​​یک بچه دیگر که طیف-y است، آن را در خانه به راه هایی که ممکن است برای دیگران نیست، اما این یک کتاب درخشان است که به نظر می رسد در مورد یک بچه بررسی یک رمز و راز در مورد یک سگ مرده در شیوه قهرمان او (و همچنین Aspergerish) شرلوک هولمز، اما می شود بررسی حتی غنی تر و همیشه در حال گسترش از تراژدی و رمز و راز انسان و ماهیت پیچیده عشق و غم و اندوه. بسیار حرکت می کند من این بار چند بار خواندم، فقط آن را برای کلاس یاهو یاهو خواندم. احساس من این بار؟ تقریبا نیمی از این کتاب در مورد سفر لندن است، زمانی که کریستوفر به دیدن مادر مشتاقش می رود، و شاید هم کمی طولانی، داستان را به نوعی هیجان انگیز فیلم تبدیل می کند، زمانی که قلب کتاب درباره رمز و راز است ، یک سگ قتل، روابط، عشق، غم و اندوه با خرید یک کودک با نیازهای ویژه، این دلهره، تمام چیزهایی که از دست داده ام. چیزی که در قرائن اخیر متفاوت است این است که من بی بی سی شرلوک و مقدماتی آمریکایی را تماشا کرده ام و این را به عنوان پس زمینه برای کتاب بسیار متمرکز شرلوک (کریستوف ها مجموعه ای از داستان های مورد علاقه) را مشاهده کرده ام. من همچنین خواندن آثار آگاتا کریستی پواتیو را خوانده ام، بنابراین من این زمینه مرتبط را دارم. و یک دوره من تمرین روی روابط بین روانپزشکی، روانی / فوقالعاده، ترسناک / فانتزی، معنویت، ادبیات نسبت به منطقی و منطقی تمرکز کرده ام و بعضی از آن ها در این کتاب بسیار زیاد است. من او را در رابطه با منطق و عقل فراموش کرده ام در این کتاب از ایمان و ارواح صحبت می کنم. این کتاب بسیار جالب (و برای من، حرکت) برای جوانان و بزرگسالان است که من به شدت توصیه می کنم. من در چندین محل اذیت می شوم، اشک های هادون را به دست آورده ام.

مشاهده لینک اصلی
پسر بزرگم او طیف اوتیستی است، بنابراین این یک خواندن ضروری بود. اما حتی اگر شما هر گونه اوتیسم را نمی دانید، یک رمان بزرگ است. شخصیت مرکزی جذاب و کاملا معتبر است. خنده دار است که چگونه آن را به طور ناگهانی خنک شد تا اوتیسم ... Lisbeth Salander از MÃ © n som hatar kvinnor آخرین و سخت ترین مثال است. این چه چیزی در مورد جامعه ما می گوید؟ آیا ما بیش از اندازه احترام مردم بوده است که توانایی اصلی آنها این است که احساسات دیگران را دستکاری کنند و آیا اکنون بهتر از آن فکر می کنیم؟

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ماجرای عجیب سگی در شب


 کتاب پرنده کوکی و زن سه شنبه
 کتاب جویندگان مقبره 5
 کتاب عامه پسند
 کتاب سیندرلا
 کتاب ستاره اهریمنی
 کتاب چهل طوطی