فرانکنشتاین دانشمند جوانی است جاهطلب و جویای نام که جانوری زنده به شکل انسان و با ابعاد کمی بزرگتر از یک آدم معمولی و با ریخت و قیافهای زشت و مخوف میسازد که همه، از جمله سازندهاش، از دست او و شرارتهایش میگریزند. اما در کاربرد عام به تدریج خود آن هیولا به فرانکشتاین معروف شده و این نام اسم عامی شده برای مخلوق ویرانگری که از اختیار آفرینندهی خویش نیز خارج شود و حتا خالقش قادر به مهار نیروی مخرب او نباشد. مری شلی، نویسندهی این اثر، همسر شلی، شاعر بزرگ رمانتیک انگلیسی بود و رمانهای دیگری نیز نوشت، اما فقط همین اثر او بود که شهرت ماندگار و عالمگیر یافت.
خرید کتاب فرانکنشتاین (جیبی)
جستجوی کتاب فرانکنشتاین (جیبی) در گودریدز
معرفی کتاب فرانکنشتاین (جیبی) از نگاه کاربران
WOW. یکی از قدرتمندترین کتابهایی که تا به حال خوانده ام این است که در مورد شفقت و بشریت صحبت می کند. من در آستانه اشک ایستاده بودم، آنقدر در حال حرکت بودم. این مانند فانتوم اپرا هزاران بار است. و من عاشق POTO هستم
مشاهده لینک اصلی
یکی از آن کتابهایی که فکر میکنید به دلیل وجود آن در فرهنگ پاپ و غیره میشناسید، اما شما واقعا نمیتوانید تا ... آن را بخوانید. برای من مطمئن هستم که مورد علاقه من است
مشاهده لینک اصلی
هر کس احتمالا یا یکی از سازگاری های چندگانه رمانی مری شلی را تماشا کرده یا حداقل از هیولای ویکتور فرانکنشتاین شنیده است، اما اگر شما کتاب خود را بخوانید، احتمالا این داستان را نمی دانید. این فرضیه نسبتا ساده است؛ یک دانشمند جوان به نام ویکتور فرانکنشتاین، یک موجود مرگبار از قطعات بدنه جاسازی شده را ایجاد می کند و باید با نتایج هولناک مواجه شود؛ زیرا هیولا ترور را از سر می برد و از خالق آن انتقام می گیرد. این به نظر می رسد ترکیبی از ترسناک و علمی تخیلی است، که اساسا این رمان است، اما در نهایت، احساسات انسانی عامل اصلی و قلب کتاب است که جریان داستان را حفظ می کند. در میان هزاران بررسی Goodreads برای این کتاب، شما فرانکنشتاین به اندازه کافی نفرت شما را پیدا خواهد کرد تا زمانی که مشغول فعالیت خود هستید، اگر واقعا میخواهید تمام این بررسیهای یک ستاره را بخوانید، اما اگر بتوانم به شما توصیه کنم، این کتاب را بخوانید. تقریبا تا زمانی که بعضی از آن دسته از کلاسیک های تهدید کننده بزرگ توسط دیکنز، دوما، هوگو و مانند آن، تقریبا تا زمانی که برخی از کلاسیک های ارعاب عظیم آن توسط دیکنز، دوما، هوگو و غیره نوشته شده است، این زرق و برق دار نوشته شده است (اگر چه بسیاری از افراد ممکن است در این مورد مخالف باشند)، و شما تنش بیشتری در این کلاسیک که تقریبا 200 سال پیش نسبت به برخی از هیجان انگیز از زمان ما. @ هیچ چیز برای ذهن انسان بسیار دشوار است به عنوان یک تغییر بزرگ و ناگهانی. @ @ از چه طبیعت عجیب و غریب دانش است! آن را به ذهن چسبیده است زمانی که آن را تا به حال بر روی آن را مانند یک lichens در سنگ گرفتار. @\nبا توجه به تجربه خواندن این کتاب، انتظار نداشتم که چنین غنی از شخصیت های پر جنب و جوش، تنظیمات کاملا متفاوت از دانشگاه در Ingolstadt، آلمان تا گستره قطب شمال پیدا کنم و مهمتر از همه، چنین نوشته ای زیبا . سبک شطرنجی شلی در هنگام نوشتن این کتاب، من را به داستان متصل ساخت و من را به نوشتن صفحات، حتی اگر داستان گاهی اوقات گسترش یافته است (که حداقل برای اغلب اوقات). و فراموش نکنید که او رمان را در سن هجده سالگی نوشت. به نظر می رسد خوانندگان از عدم شفقت و درک ماهیت مردان انتقاد می کنند، اما در نهایت، هر شخص متفاوت است و مهم است که در میان دامنه این داستان، تمام شخصیت ها قابل اعتماد بوده و برای من کار کرده اند. و هنگامی که من تمام کاراکترها را می گویم، سپس هیولای فرانکنشتاین را نیز اضافه می کنم. در حقیقت، این موجود مخوف، قاتل و پر از انتقام و تلخی، یکی از خائنانی است که تاکنون در ادبیات ایجاد شده (و شخصیت مورد علاقه من از این رمان). با توجه به ظاهر و ظاهر، موجودی هیولا، شخصیت بد است، اما به دنبال پشت پوسته است، چیزی که به نظر می رسد یک انسان انسانی است که مایل به محبت و در نهایت عشق است. آیا این چیزی نیست که بشریت، در ذات خود، در مورد آن است؟ دلایل اعمال موجودات خیلی باورنکردنی بود و به خوبی توضیح داد که من نمیتوانم کمک کنم اما متاسفم برای تجربیاتم و برای زندگی شادتر امیدوارم (اگرچه من می دانستم که پایان و چیزی جز خوشحالی نیست). در نهایت، ظاهر فیزیکی هیچ ارتباطی با بشریت شخصیتی که در پشت این دیدگاه ها نیست، نیست. زیبایی فیزیکی آن که شما را انسان می سازد، زیبایی روح است. ما را به ویکتور فرانکنشتاین، خالق هیولا، مردی که با علم و عشاء الهی بازی می کند، هدایت می کند و پس از آن تصمیم گرفت که مسئولیتی را که او بر او تحمیل می کرد قبول نکرد . شما نمی توانید زندگی را به یک موجود زنده بسپارید، آن را رها کنید، نادیده بگیرید که مبارزاتش برای ورود به این جهان است و بعدا بعد از انتقاد از تلاش های موجود برای انتقام از طریق روش ویکتور پدرش بدون آموزش دادن او به زندگی، شکایت کنید. به نظر بیگناه و ناتوانی در برانگیختن گام میان دوران کودکی و نوجوانی، فرانکنشتاین باید خود را هیولایی نامید، زیرا این چیزی جز اعمال هیولا برای ایجاد زندگی نیست و انتظار دارد دانش از زندگی چگونه حاصل شود. من می دانم که چگونه بسیاری از مردم از این کتاب متنفر بودم، اما به خاطر اینکه آن را یکی از بهترین قطعاتی که تا به حال نوشته شده بود و به عنوان یکی از علاقه مندی های تمام وقتم شمرده می شد، احساس شرم نمی کردم. برای همه کسانی که هنوز این کلاسیک را ندیده اند، می توانم خودم را به زیبایی خود برسانم - و برای این داستان هیجان زده می شود، همانطور که با یک رمان رمز و راز در حال حاضر نوشته شده است، انتظار نمی رود کلاسیک خسته کننده و کشیدن (که قطعا اینطور نیست)
مشاهده لینک اصلی
تقریبا تاسف است که داستان فرانکنشتاین به خوبی شناخته شده است، زیرا بسیاری از مردم از این موضوع ناراحت هستند که رمان مری شلی را تحت تاثیر قرار می دهند که پیش از این داستان را می دانند. این شرم است زیرا فرانکنشتاین به زیبایی نوشته شده است، بسیار تیره و ترسناک اما بسیار ضعیف است. اکثر مردم یک تصویر هیولای Frankensteinâ € ™ ثانیه را به عنوان یک چیز عجیب و غریب وحشیانه با پیچ و مهره بر روی گردن خود را، رفتن در اطراف غم انگیز GAAHH GAAAAAH !!! و ضربه زدن به مردم گردن، زیرا این است که چگونه او رول. بعضی از افراد حتی \"هیولا\" را \"فرانکنستاین\" می نامند که واقعا یک فاکس است که نام ویکتور فرانکنشتاین است که او را ایجاد کرده است (اگر چه اگر چیزها کاملا متفاوت بود و ویکتور به عنوان یک عضو خانواده به عنوان \"هیولا\" را پذیرفته بود، به راستی آقای فرانکنشتاین نامیده شده است!). ویروس نزدیک ترین و عزیزترین اتفاق می افتد، هرچند که همه ی خشونت ها اتفاق می افتد. تنها نتیجه نهایی نشان داده می شود. به طوری که این داستان باعث می شود داستان حتی بیشتر قابل اعتماد و خزنده. راه من آن را هیولای واقعی داستان می بینم ویکتور، نه هیولا. تصور کنید که چگونه چیزها کار می کنند، اگر، به جای اینکه برای مدتی که هیولا از خواب بیدار می شود، از آن لذت ببرد، او هیجان را به جهان می بخشد، چای کاسپا را خوب می کند و به او کمک می کند تا مکان را در جامعه پیدا کند. اگر او واقعا خیلی زشت است فقط یک ماسک و یک کلاه یا چیزی بخرید. واکنش او نیز ظاهرا غیر منطقی است، در حالیکه او هیولا را با هم بچرخاند، او باید متوجه شود که چطور فکری به نظر می رسد فقیر، چطور است که او تنها آن را می فهمد که چیزی از خواب بیدار شد؟ چگونه هیولا یاد می گیرد به صحبت کردن، خواندن و نوشتن کامل از مشاهده برخی از همسایگان نیز کاملا باور نکردنی است، آن را به من یادآوری از تارزان در فهمیدن چگونگی خواندن همه خود را در ادگار رایس Burroughsâ € ™ تارزان از مرداب ها؛ وحشیانه گفته می شود که داستان مری شلی به خوبی نوشته شده است و کاملا تمایل به تعلیق کفر نداشته است. ویکتور یک دانشمند دیوانه وسواسی است که از مسئولیتش فرار می کند و به رغم هشدارهای پیشنهادی، خانواده و دوستانش هنوز به خطر افتاده است. هیولا در سخنرانی خود شگفتآور است و به نظر میرسد که بسیار ناراضی و ناخوشایند از همه کسانی که با آن روبرو هستند. توسط â € œfatherâ € خود را بیشتر از همه. یک نکته ای که او اغلب به آن می پیوندد این است که او هرگز خواسته است که متولد شود و اگر او نمی تواند عشق او را تحمل کند، او جایگزین انتقام خواهد شد: @ Cursed، Creator cursed! چرا زندگی کردم؟ چرا، در آن لحظه، آیا من جرقه وجودی را که شما تا به حال به طرز محرمانه ای تحویل داده اید خاموش نمی کنم. \"در این جا عشق هایی وجود دارد که شما هرگز دیده اید. در من خشم وجود دارد که هرگز نباید فرار کند. اگر من در یکی از آن راضی نیستم، دیگر از آن لذت خواهم برد. »\nبدبختی ضعیف در این کتاب موضوعات زیادی وجود دارد اما یکی از برجسته ترین آنها، بر اساس ظواهر فیزیکی است. هیولا می خواهد دوست داشته باشد و پذیرفته شود، تنها می تواند اخطار و سوء استفاده های بسیاری را پیش از رفتن به برسکر انجام دهد. ویکتور به او زندگی داد، اما او را از هر چیز دیگری انکار می کند، او دروغین واقعی قطعه است. مروه Shelly's prose به دلیل گریزان بودن در زمان های گنگ است. علاوه بر اینکه یک داستان اخلاقی فرانکنشتاین نیز یک کتاب علمی تخیلی است، شگفت انگیز است که توسط همسر شاعر مشهور نوشته شده است. این شرم وحشتناک است که او رمان های بیشتری از این نوع نوشت. کودکان ممکن است این زبان را بیش از حد درخشان پیدا کرده و روایت به مکانهای بسیار تاریک برسد. با این حال، من این کتاب را فقط برای همه افراد توصیه می کنم. مطمئنا می خواهم یک روز آن را دوباره بخوانم. یادداشت این کتاب \"فرمت کتاب های صوتی\" بود که به راحتی و با مهربانی از طریق Caden Vaughn Clegg برای Librivox.org (کتاب های صوتی رایگان) منتشر شد. Paul McGuigan، مدیر ویکتور فرانکنشتاین (2015)، گفت: \"مری شلیس فرانکنشتاین\" به عنوان \"dishwater @\" خسته کننده است، این چیزی که به من نشان می دهد این است که McGuigan هیچ درک از ظرافت و یا تفاوت های ظریف است. واقعیت ساده ای که او فیلم را بر اساس کتابی که به طور کامل درک یا احترام گذاشته است، به اندازه کافی برای من است که از طغیان جلوگیری کند.
مشاهده لینک اصلی
Goethe Zauberlehrling (شاگرد جادوگر) زمانی که سعی می کند تقلید جادوگر خود را به دست آورد، وارث یک غم و اندوه می شود. جهان در حال حرکت خود را. شروع کردن با لذت آزمایشی کودکانه و غیر مسئولانه، او را از دست می دهد تا جادوگر به خانه برسد و از جادوگری عالی خود برای بازگرداندن نظم استفاده کند. متأسفانه، فرانکنشتاین قدرت فوقالعادهیی ندارد که بتواند موجودی از تصویر نابالغ خود را آزاد کند و در مرحله دوم نوآوری علمی ناسازگار باقی بماند: رفتار مسئولانه، بازتابنده و بالغ نسبت به ایجاد. چه چیزی میتواند باشد؟ فورا معاصر از داستان کوتاه ارواح مری شلی، ایجاد شده در محیط تحریک فکری و ادبی نسبت ابعاد بزرگ، 200 سال پیش، و هنوز هم مهم است؟ فرانکنشتاین نوع جدیدی از خالق انسان را نشان می دهد، به تنهایی عمل می کند و به تنهایی هدایت می شود با جاه طلبی برای جلوگیری از دیگر انسان ها در نوآوری و قدرت، اما بدون عشق و محبت است که هنوز در اسطوره Pygmalion که در قرن 18 محبوب بود بیان شده است. با اشاره به داستان علمی غم انگیز Wellsâ € ™ جزیره دکتر Moreau، آن را به داستان هابری و بی دقتی انسان و عواقب تلخ آن می گوید. هنگامی که فرانکنشتاین به عنوان یک مخترع و انسان شکست خورد؟ هنگامی که او نسبت جنس مخلوق خود را ارائه کرد؟ هنگامی که او موفق به آموزش و پرورش آن شد؟ وقتی او فرار کرد و آن را رها کرد؟ وقتی او حاضر به حمایت از نیازش به همدم نبود؟ یا زمانی که او نتوانست خود را در بخش خشونت فوران کند و به جای غرق شدن و پنهان شدن در بیماری منفعل و مضر، آن را متوقف کند؟ هنگامی که او به نوعی خودخواهانه انتقادات موجود را مبنی بر تمرکز تنها بر روی فرد خود متمرکز کرد، و نه بر آنچه که او آن را رد کرده بود: همدم محبوب؟ وقتی او اجازه داد دختر بی گناه برای قتل او اعدام شود، می دانست که توسط موجودی او مرتکب شده است؟ لیست طولانی شکست فرانکنشتاین به عنوان یک انسان می تواند ادامه یابد و تنها سوال که باقی می ماند این است که چگونه او احتمالا می تواند انتظار داشته باشد که موجودی او بالغ تر از خودش باشد؟ به شیوه ای، موجودی واقعا از خالقش فراتر رفت، زیرا اولین قدم هایش در جهان با کنجکاوی و عشق خوش بینانه پر شده بود. این مشتاقانه قوانین جهان را آموخت، مکانیزم های زبان را دید و خود را با استقامت قابل تحسین، به نقطه ای که بتواند از سوال معنی زندگی بپرسد، منعکس کننده لایه های مختلف شرایط انسان از طریق لنز نویسندگان عالی مانند پلوتارک، گوته و میلتون. بر خلاف Camusâ € ™ s تاریخ Lhomme rà © voltà ©، اخراج و انزوای ناشی از خشونت آن بوده است و حقیقتا یادآور ناامیدی است که مردم را به انقلاب هدایت می کند. در هیولای فرانکنشتاین ما شورش علیه یک خالق و در برابر یک جامعه ناعادلانه و ناعادلانه و همچنین شورش هنری علیه قوانین سنتی خلقت پیدا می کنیم. از کنترل، بدبختی، از دست دادن در یخ ابدی، ظهور بین خالق و آفرینش برای امید هیچ جایگاهی ندارد، مگر در شخصیت متعادل شهادت والتون، که با قربانی کردن جاه طلبی علمی و رویای جلال ایمنی ملوانانی که به او وابسته است و زندگی آنها نمی تواند خطر و وجدان آرام را حفظ کنید. داستان کاملا با شکوه! باید خواند شود!
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب فرانکنشتاین (جیبی)
خرید کتاب فرانکنشتاین (جیبی)
جستجوی کتاب فرانکنشتاین (جیبی) در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
یکی از آن کتابهایی که فکر میکنید به دلیل وجود آن در فرهنگ پاپ و غیره میشناسید، اما شما واقعا نمیتوانید تا ... آن را بخوانید. برای من مطمئن هستم که مورد علاقه من است
مشاهده لینک اصلی
هر کس احتمالا یا یکی از سازگاری های چندگانه رمانی مری شلی را تماشا کرده یا حداقل از هیولای ویکتور فرانکنشتاین شنیده است، اما اگر شما کتاب خود را بخوانید، احتمالا این داستان را نمی دانید. این فرضیه نسبتا ساده است؛ یک دانشمند جوان به نام ویکتور فرانکنشتاین، یک موجود مرگبار از قطعات بدنه جاسازی شده را ایجاد می کند و باید با نتایج هولناک مواجه شود؛ زیرا هیولا ترور را از سر می برد و از خالق آن انتقام می گیرد. این به نظر می رسد ترکیبی از ترسناک و علمی تخیلی است، که اساسا این رمان است، اما در نهایت، احساسات انسانی عامل اصلی و قلب کتاب است که جریان داستان را حفظ می کند. در میان هزاران بررسی Goodreads برای این کتاب، شما فرانکنشتاین به اندازه کافی نفرت شما را پیدا خواهد کرد تا زمانی که مشغول فعالیت خود هستید، اگر واقعا میخواهید تمام این بررسیهای یک ستاره را بخوانید، اما اگر بتوانم به شما توصیه کنم، این کتاب را بخوانید. تقریبا تا زمانی که بعضی از آن دسته از کلاسیک های تهدید کننده بزرگ توسط دیکنز، دوما، هوگو و مانند آن، تقریبا تا زمانی که برخی از کلاسیک های ارعاب عظیم آن توسط دیکنز، دوما، هوگو و غیره نوشته شده است، این زرق و برق دار نوشته شده است (اگر چه بسیاری از افراد ممکن است در این مورد مخالف باشند)، و شما تنش بیشتری در این کلاسیک که تقریبا 200 سال پیش نسبت به برخی از هیجان انگیز از زمان ما. @ هیچ چیز برای ذهن انسان بسیار دشوار است به عنوان یک تغییر بزرگ و ناگهانی. @ @ از چه طبیعت عجیب و غریب دانش است! آن را به ذهن چسبیده است زمانی که آن را تا به حال بر روی آن را مانند یک lichens در سنگ گرفتار. @\nبا توجه به تجربه خواندن این کتاب، انتظار نداشتم که چنین غنی از شخصیت های پر جنب و جوش، تنظیمات کاملا متفاوت از دانشگاه در Ingolstadt، آلمان تا گستره قطب شمال پیدا کنم و مهمتر از همه، چنین نوشته ای زیبا . سبک شطرنجی شلی در هنگام نوشتن این کتاب، من را به داستان متصل ساخت و من را به نوشتن صفحات، حتی اگر داستان گاهی اوقات گسترش یافته است (که حداقل برای اغلب اوقات). و فراموش نکنید که او رمان را در سن هجده سالگی نوشت. به نظر می رسد خوانندگان از عدم شفقت و درک ماهیت مردان انتقاد می کنند، اما در نهایت، هر شخص متفاوت است و مهم است که در میان دامنه این داستان، تمام شخصیت ها قابل اعتماد بوده و برای من کار کرده اند. و هنگامی که من تمام کاراکترها را می گویم، سپس هیولای فرانکنشتاین را نیز اضافه می کنم. در حقیقت، این موجود مخوف، قاتل و پر از انتقام و تلخی، یکی از خائنانی است که تاکنون در ادبیات ایجاد شده (و شخصیت مورد علاقه من از این رمان). با توجه به ظاهر و ظاهر، موجودی هیولا، شخصیت بد است، اما به دنبال پشت پوسته است، چیزی که به نظر می رسد یک انسان انسانی است که مایل به محبت و در نهایت عشق است. آیا این چیزی نیست که بشریت، در ذات خود، در مورد آن است؟ دلایل اعمال موجودات خیلی باورنکردنی بود و به خوبی توضیح داد که من نمیتوانم کمک کنم اما متاسفم برای تجربیاتم و برای زندگی شادتر امیدوارم (اگرچه من می دانستم که پایان و چیزی جز خوشحالی نیست). در نهایت، ظاهر فیزیکی هیچ ارتباطی با بشریت شخصیتی که در پشت این دیدگاه ها نیست، نیست. زیبایی فیزیکی آن که شما را انسان می سازد، زیبایی روح است. ما را به ویکتور فرانکنشتاین، خالق هیولا، مردی که با علم و عشاء الهی بازی می کند، هدایت می کند و پس از آن تصمیم گرفت که مسئولیتی را که او بر او تحمیل می کرد قبول نکرد . شما نمی توانید زندگی را به یک موجود زنده بسپارید، آن را رها کنید، نادیده بگیرید که مبارزاتش برای ورود به این جهان است و بعدا بعد از انتقاد از تلاش های موجود برای انتقام از طریق روش ویکتور پدرش بدون آموزش دادن او به زندگی، شکایت کنید. به نظر بیگناه و ناتوانی در برانگیختن گام میان دوران کودکی و نوجوانی، فرانکنشتاین باید خود را هیولایی نامید، زیرا این چیزی جز اعمال هیولا برای ایجاد زندگی نیست و انتظار دارد دانش از زندگی چگونه حاصل شود. من می دانم که چگونه بسیاری از مردم از این کتاب متنفر بودم، اما به خاطر اینکه آن را یکی از بهترین قطعاتی که تا به حال نوشته شده بود و به عنوان یکی از علاقه مندی های تمام وقتم شمرده می شد، احساس شرم نمی کردم. برای همه کسانی که هنوز این کلاسیک را ندیده اند، می توانم خودم را به زیبایی خود برسانم - و برای این داستان هیجان زده می شود، همانطور که با یک رمان رمز و راز در حال حاضر نوشته شده است، انتظار نمی رود کلاسیک خسته کننده و کشیدن (که قطعا اینطور نیست)
مشاهده لینک اصلی
تقریبا تاسف است که داستان فرانکنشتاین به خوبی شناخته شده است، زیرا بسیاری از مردم از این موضوع ناراحت هستند که رمان مری شلی را تحت تاثیر قرار می دهند که پیش از این داستان را می دانند. این شرم است زیرا فرانکنشتاین به زیبایی نوشته شده است، بسیار تیره و ترسناک اما بسیار ضعیف است. اکثر مردم یک تصویر هیولای Frankensteinâ € ™ ثانیه را به عنوان یک چیز عجیب و غریب وحشیانه با پیچ و مهره بر روی گردن خود را، رفتن در اطراف غم انگیز GAAHH GAAAAAH !!! و ضربه زدن به مردم گردن، زیرا این است که چگونه او رول. بعضی از افراد حتی \"هیولا\" را \"فرانکنستاین\" می نامند که واقعا یک فاکس است که نام ویکتور فرانکنشتاین است که او را ایجاد کرده است (اگر چه اگر چیزها کاملا متفاوت بود و ویکتور به عنوان یک عضو خانواده به عنوان \"هیولا\" را پذیرفته بود، به راستی آقای فرانکنشتاین نامیده شده است!). ویروس نزدیک ترین و عزیزترین اتفاق می افتد، هرچند که همه ی خشونت ها اتفاق می افتد. تنها نتیجه نهایی نشان داده می شود. به طوری که این داستان باعث می شود داستان حتی بیشتر قابل اعتماد و خزنده. راه من آن را هیولای واقعی داستان می بینم ویکتور، نه هیولا. تصور کنید که چگونه چیزها کار می کنند، اگر، به جای اینکه برای مدتی که هیولا از خواب بیدار می شود، از آن لذت ببرد، او هیجان را به جهان می بخشد، چای کاسپا را خوب می کند و به او کمک می کند تا مکان را در جامعه پیدا کند. اگر او واقعا خیلی زشت است فقط یک ماسک و یک کلاه یا چیزی بخرید. واکنش او نیز ظاهرا غیر منطقی است، در حالیکه او هیولا را با هم بچرخاند، او باید متوجه شود که چطور فکری به نظر می رسد فقیر، چطور است که او تنها آن را می فهمد که چیزی از خواب بیدار شد؟ چگونه هیولا یاد می گیرد به صحبت کردن، خواندن و نوشتن کامل از مشاهده برخی از همسایگان نیز کاملا باور نکردنی است، آن را به من یادآوری از تارزان در فهمیدن چگونگی خواندن همه خود را در ادگار رایس Burroughsâ € ™ تارزان از مرداب ها؛ وحشیانه گفته می شود که داستان مری شلی به خوبی نوشته شده است و کاملا تمایل به تعلیق کفر نداشته است. ویکتور یک دانشمند دیوانه وسواسی است که از مسئولیتش فرار می کند و به رغم هشدارهای پیشنهادی، خانواده و دوستانش هنوز به خطر افتاده است. هیولا در سخنرانی خود شگفتآور است و به نظر میرسد که بسیار ناراضی و ناخوشایند از همه کسانی که با آن روبرو هستند. توسط â € œfatherâ € خود را بیشتر از همه. یک نکته ای که او اغلب به آن می پیوندد این است که او هرگز خواسته است که متولد شود و اگر او نمی تواند عشق او را تحمل کند، او جایگزین انتقام خواهد شد: @ Cursed، Creator cursed! چرا زندگی کردم؟ چرا، در آن لحظه، آیا من جرقه وجودی را که شما تا به حال به طرز محرمانه ای تحویل داده اید خاموش نمی کنم. \"در این جا عشق هایی وجود دارد که شما هرگز دیده اید. در من خشم وجود دارد که هرگز نباید فرار کند. اگر من در یکی از آن راضی نیستم، دیگر از آن لذت خواهم برد. »\nبدبختی ضعیف در این کتاب موضوعات زیادی وجود دارد اما یکی از برجسته ترین آنها، بر اساس ظواهر فیزیکی است. هیولا می خواهد دوست داشته باشد و پذیرفته شود، تنها می تواند اخطار و سوء استفاده های بسیاری را پیش از رفتن به برسکر انجام دهد. ویکتور به او زندگی داد، اما او را از هر چیز دیگری انکار می کند، او دروغین واقعی قطعه است. مروه Shelly's prose به دلیل گریزان بودن در زمان های گنگ است. علاوه بر اینکه یک داستان اخلاقی فرانکنشتاین نیز یک کتاب علمی تخیلی است، شگفت انگیز است که توسط همسر شاعر مشهور نوشته شده است. این شرم وحشتناک است که او رمان های بیشتری از این نوع نوشت. کودکان ممکن است این زبان را بیش از حد درخشان پیدا کرده و روایت به مکانهای بسیار تاریک برسد. با این حال، من این کتاب را فقط برای همه افراد توصیه می کنم. مطمئنا می خواهم یک روز آن را دوباره بخوانم. یادداشت این کتاب \"فرمت کتاب های صوتی\" بود که به راحتی و با مهربانی از طریق Caden Vaughn Clegg برای Librivox.org (کتاب های صوتی رایگان) منتشر شد. Paul McGuigan، مدیر ویکتور فرانکنشتاین (2015)، گفت: \"مری شلیس فرانکنشتاین\" به عنوان \"dishwater @\" خسته کننده است، این چیزی که به من نشان می دهد این است که McGuigan هیچ درک از ظرافت و یا تفاوت های ظریف است. واقعیت ساده ای که او فیلم را بر اساس کتابی که به طور کامل درک یا احترام گذاشته است، به اندازه کافی برای من است که از طغیان جلوگیری کند.
مشاهده لینک اصلی
Goethe Zauberlehrling (شاگرد جادوگر) زمانی که سعی می کند تقلید جادوگر خود را به دست آورد، وارث یک غم و اندوه می شود. جهان در حال حرکت خود را. شروع کردن با لذت آزمایشی کودکانه و غیر مسئولانه، او را از دست می دهد تا جادوگر به خانه برسد و از جادوگری عالی خود برای بازگرداندن نظم استفاده کند. متأسفانه، فرانکنشتاین قدرت فوقالعادهیی ندارد که بتواند موجودی از تصویر نابالغ خود را آزاد کند و در مرحله دوم نوآوری علمی ناسازگار باقی بماند: رفتار مسئولانه، بازتابنده و بالغ نسبت به ایجاد. چه چیزی میتواند باشد؟ فورا معاصر از داستان کوتاه ارواح مری شلی، ایجاد شده در محیط تحریک فکری و ادبی نسبت ابعاد بزرگ، 200 سال پیش، و هنوز هم مهم است؟ فرانکنشتاین نوع جدیدی از خالق انسان را نشان می دهد، به تنهایی عمل می کند و به تنهایی هدایت می شود با جاه طلبی برای جلوگیری از دیگر انسان ها در نوآوری و قدرت، اما بدون عشق و محبت است که هنوز در اسطوره Pygmalion که در قرن 18 محبوب بود بیان شده است. با اشاره به داستان علمی غم انگیز Wellsâ € ™ جزیره دکتر Moreau، آن را به داستان هابری و بی دقتی انسان و عواقب تلخ آن می گوید. هنگامی که فرانکنشتاین به عنوان یک مخترع و انسان شکست خورد؟ هنگامی که او نسبت جنس مخلوق خود را ارائه کرد؟ هنگامی که او موفق به آموزش و پرورش آن شد؟ وقتی او فرار کرد و آن را رها کرد؟ وقتی او حاضر به حمایت از نیازش به همدم نبود؟ یا زمانی که او نتوانست خود را در بخش خشونت فوران کند و به جای غرق شدن و پنهان شدن در بیماری منفعل و مضر، آن را متوقف کند؟ هنگامی که او به نوعی خودخواهانه انتقادات موجود را مبنی بر تمرکز تنها بر روی فرد خود متمرکز کرد، و نه بر آنچه که او آن را رد کرده بود: همدم محبوب؟ وقتی او اجازه داد دختر بی گناه برای قتل او اعدام شود، می دانست که توسط موجودی او مرتکب شده است؟ لیست طولانی شکست فرانکنشتاین به عنوان یک انسان می تواند ادامه یابد و تنها سوال که باقی می ماند این است که چگونه او احتمالا می تواند انتظار داشته باشد که موجودی او بالغ تر از خودش باشد؟ به شیوه ای، موجودی واقعا از خالقش فراتر رفت، زیرا اولین قدم هایش در جهان با کنجکاوی و عشق خوش بینانه پر شده بود. این مشتاقانه قوانین جهان را آموخت، مکانیزم های زبان را دید و خود را با استقامت قابل تحسین، به نقطه ای که بتواند از سوال معنی زندگی بپرسد، منعکس کننده لایه های مختلف شرایط انسان از طریق لنز نویسندگان عالی مانند پلوتارک، گوته و میلتون. بر خلاف Camusâ € ™ s تاریخ Lhomme rà © voltà ©، اخراج و انزوای ناشی از خشونت آن بوده است و حقیقتا یادآور ناامیدی است که مردم را به انقلاب هدایت می کند. در هیولای فرانکنشتاین ما شورش علیه یک خالق و در برابر یک جامعه ناعادلانه و ناعادلانه و همچنین شورش هنری علیه قوانین سنتی خلقت پیدا می کنیم. از کنترل، بدبختی، از دست دادن در یخ ابدی، ظهور بین خالق و آفرینش برای امید هیچ جایگاهی ندارد، مگر در شخصیت متعادل شهادت والتون، که با قربانی کردن جاه طلبی علمی و رویای جلال ایمنی ملوانانی که به او وابسته است و زندگی آنها نمی تواند خطر و وجدان آرام را حفظ کنید. داستان کاملا با شکوه! باید خواند شود!
مشاهده لینک اصلی