پس از قتل وحشتناک تمام خانواده اش، یک کودک نو پا به گورستان می رود که در آن ارواح و دیگر ساکنان فراطبیعی موافقت می کنند او را به عنوان یکی از خودشان ارتقاء دهند.
هیچکس اوونز، که به دوستانش به عنوان Bod شناخته می شود، یک پسر عادی است. او کاملا طبیعی خواهد بود اگر در قبرستان پر جمعیت زندگی نکرده باشد، او توسط ارواح پرورش داده و تحصیل کرده است، با یک سرپرست انفرادی که متعلق به دنیای زندگی و نه مردگان نیست. خطرات و ماجراهای در یک قبرستان برای یک پسر وجود دارد. اما اگر بود گورستان را ترک کند، پس از حمله ی مرد جک، که قبلا خانواده Bods را به قتل رسانده است، در معرض حمله قرار می گیرد ... جادویی، وحشت زده و پر از ماجراهای خیره کننده، کتاب قبرستان مطمئن است که خوانندگان را در تمام سنین غبطه می زند.
خرید کتاب کتاب گورستان
جستجوی کتاب کتاب گورستان در گودریدز
معرفی کتاب کتاب گورستان از نگاه کاربران
@ یک دست در تاریکی بود، و یک چاقو را نگه داشت. چاقو دارای یک دسته از استخوان سیاه و سفید و یک تیغه شفاف و واضح تر از هر تیغ بود. اگر آن را به شما تقسیم کرد، ممکن است حتی نمی دانید که شما قطع شده بود، نه بلافاصله. @ خط اول خنک کننده. و آنچه در ادامه می گوید، یک قسمت هیجان انگیز و عصبی از داستان نیل گایمن است. تخیل او هیچ مرزی ندارد. من جزئيات را آشکار نخواهم کرد، گرچه اين همان آغاز کتاب است و اگر بخوانيد، به شما خواهد گفت. کافی است آن را بگویم، این بسیار محتاطانه است، \"چاقو تقریبا همه چیز را به آن خانه انجام داده بود، و هر دو تیغه و دستگیره مرطوب بود.\" اما گمراه نباش. عجیب و غریب، آغاز، فریبنده است، و این باز کردن وحشتناکی که با بقیه کتاب های نور ناقص همراه نیست. کتاب قبرستان داستان عجیب و غریب است، به سادگی گفت، و به سمت جوان است. در انتهای هر فصل تصویری سرگرم کننده و اغراق آمیز است که بسیار متناسب با خلق و خوی این کتاب توسط استاد کریس ریدل است. رمان برنده جایزه مدال نیوبری در سال 2009 شد. منتقدان در مورد آن غافلگیر شده اند و نویسنده فانتزی دیانا وین جونز آن را نام برد، @ بهترین کتاب نیل گیمان تا کنون نوشته شده است @. فقط هشت فصل طولانی کتاب قبر داستان داستان سفر است؛ نوعی داستان تلقی می شود. به روش دیگری می توان آن را به عنوان یک بیلدونزورامن شناخت، اگر چه در هیچ معنی متداول نیست. نیل گایمن چیزی جز عجیب نیست. داستان در مورد یک کودک که زندگی می کند و به بلوغ در قبرستان رشد می کند، به تماشا و مراقبت از @ Others @ می گوید. هر فصل پس از شکاف دو ساله رخ می دهد. این احساس بسیار اپیزودیک است و واقعا مجموعه ای از داستان های کوتاه مرتبط است که بعضی از آنها بسیار خزنده و شبح است، اما هر کدام با قلب گرم. یک موضوع در حال اجرا وجود دارد، اما تا زمانی که نتواند پایان یابد روشن می شود. فصل ها کاملا طول ناپذیر و نامنظم هستند. با این حال، سبک روایت بسیار جذاب است. سبک نیل گیمن منحصر به فرد و فورا قابل تشخیص است. یکی از منتقدان در این رمان اشاره کرده است که \"مگالی\"، \"پروتستان غریزی\" است. این کار را بکنید، برگ های پاییز افتاده در زیر پای بدنی های نرم و لطیف بودند، و لکه های اطراف دنیای تاریک. هیچ وقت از چند دقیقه قبل از آن که تمایل داشت، چندین دقیقه قبل از آن فکر کرد. یا اینها، @ قادر به لغزش از سایه به سایه، هرگز دیده، هرگز مشکوک نیست. رایگان به عنوان هوا، سریع به نظر می رسد، سرد به عنوان فراست، سخت به عنوان ناخن، خطرناک به عنوان ... @ â € œOne قبر در هر قبرستان متعلق به ghouls است. هر گونه قبرستان را به اندازه کافی پر می کنید و آن را پیدا خواهید کرد - آب های رنگی و پرتقال، سنگ شکسته و شکسته، علف چاله یا علف های هرز در مورد آن، و احساس، زمانی که شما به آن رسیدن، رها کردن. همچنین ممکن است سردتر از سایر سنگ قبرها باشد، و نام بر روی سنگ اغلب غیرممکن است که بخواند. اگر مجسمه ای در قبر وجود داشته باشد، بدون قارچ و یا با قارچ و لیچه ها، به نظر می رسد که خود قارچ است. اگر یک قبر در یک قبرستان به نظر می رسد یک هدف برای خرابکاری های کوچک، این دروازه دروازه است. اگر قبر می خواهد شما را در جایی دیگر قرار دهد، این دروازه دروازه است. »موهای پشت گردن بود شروع به زدن کرد. صدای سرش چیزی بسیار پیر و بسیار خشک بود، مثل تکه تکه شدن در مقابل پنجره ی کلیسای مسیحی. @ پروس هیپنوتیزم است، خواننده را به تصویر می کشد. ما ساختار عجیب و غریبی را، بی نظمی می بخشیم. ما می خواهیم بیشتر بخوانیم،Soon به اندازه کافی شما Fading و Sliding و Dreamwalking را مدیریت می کنید.این مرد خوب به نظر می رسید، اما هنوز مانند چیزی است که برای مدت طولانی مرده بود.چیزی عظیم به او ضربه زد، او را از سر برداشت به پا و او لرزید موهایش خراشیده بود و پوستش همه جسد بود. @ هر دو فانتزی تاریک در اینجا وجود دارد، و همچنین موزیک های سنتی قابل تشخیص، @ The SLEER GUARDS THE TREASURES، BROOCH، GOBLET، KNIFE. ما آنها را برای MASTER @ و هیولاهای بسیار ترسناک از جهان تصور، از هر فرهنگ و از زمان قدیم، محافظت می کنیم. کتاب گورستان نویسنده بیش از 20 سال برای نوشتن آن را به دست آورد. با این حال این به نظر می رسد گیج کننده است. این یک کار کوچک و قابل خواندن است. این تصاویر جالب است - اما هیچ عمق زیادی و یا پیام عمیق. نیل گیمان توضیح داد که چگونه این مجموعه تصادفی از ایده ها شکل گرفته است. او پسر 2 ساله خود را، به عنوان یک سوم چرخه خود را بین برخی از سنگ قبر یک تابستان، تماشا کرد، و تصورات او هم زده شد. سپس نویسنده ابتدا داستانThe Headstone @ The Witchs Headstone @ را آغاز کرد، @ جادوگر در لبه گورستان ... @ غرق شد. این فصل فصل چهارم رمان نهایی را تشکیل می دهد. همچنین در پشت نیل گایمن ذهن یکی از کتاب های مورد علاقه او به عنوان یک کودک بود، که @ آن را تحریک و تحت تأثیر قرار داد @ او را بسیار خواند و دوباره و دوباره آن را دوباره خواند. این دو قسمتی از داستان هایی بود که توسط «رودخانه کیپلینگ» ساخته شده بود. موضوع کتاب قبرستان دوباره دیدگاه رودیارد کیپلینگ را درک می کند؛ این یک ادای احترام نوشته شده به استاد است. گاهی اوقات مراجع آشکار هستند، @ اینجا یک جنگل بود، از سنگهای افتاده و مجسمه های بی سر و صدا، از درختان و بوته های گل سرخ، از شمع های لغزنده نیمه ...
مشاهده لینک اصلی
این بررسی سخت است برای نوشتن. نه به خاطر این که من نمی توانم چیزهای شگفت انگیزی راجع به این کتاب بگویم، بلکه به این دلیل است که چیزهایی که من در مورد آن دوست داشتم وجود دارد. من بسیار خوشحالم که تجربه گوش دادن به این کتاب را در صوتی داشتم. شنیدن آقای گیمان خواندن آن را بر روی کیک خارق العاده icing. او صدای زیبایی بیان، تسکین دهنده و احساسی دارد. او این را نوشت، بنابراین او از دانستن دقیقا همان چیزی است که تاکید بر خطوط و عبارات مختلف و نحوه خواندن قطعات مختلف دارد. من قبل از این سال نیل گیمان را ندیده بودم و لذت بردم او را کشف کردم. او فوق العاده خارق العاده است، با فهم شادی و حیله ای که فانتزی در خواننده الهام بخش است، خوش شانس است. در این مورد، او موفق به گرفتن یک موضوع بسیار تاریک، مرگ، و به آن حس ظرافت و زیبایی. ایده یک یتیم که در قبرستان در حال رشد است، به نظر می رسد مضر است، اما این کتاب این طور نیست (البته شاید بخشی از آن ها با گوهل ها باشد، اما هدف آن). به جای خواندن یک کودک تنهایی، رها شده در محل مرگ، من احساس کردم گرم و دوست داشتنی گورستان و محروم آن کودکان نوپای یتیم را تصویب کرد، او را به یک مرد جوان دوست داشتنی برساند. من احساس می کردم که من رشد می کردم و تمام قوم های قبرستان را می شناختم، مثل اعضای یک خانواده بزرگ و غیر عادی. من دوست داشتم که آقای گیمان با چه قبرتی گفت که یک روح جدید ایجاد کرده است. این فقط لمس درست بود. این و شخصیت فراوان این ارواح به من کمک کرد تا از نزول به غم و اندوه در تحقق این که همه این افراد از بین رفته بودند در هواپیما مرگبار منع شدند. این برای من طبیعی است. این استعداد را در بر میگیرد. به همین ترتیب تمام ایده یک قاتل به دنبال یک کودک بی گناه برای به پایان رسیدن آنچه که چند سال پیش آغاز شد، می تواند بیش از حد تاریک باشد. این تاریک بود، اما تاریکی این داستان را غافلگیر نمی کند، بد نیست بدانیم که Bod تنها در جهان نیست. او در قالب خانواده خانواده ارواح، سیلس نگهبان، گاه به گور بچه گانه خانم لوپسکو و خود قبرستان دارای دیوار قوی محافظت است. و بود در یک پسر جوان / مردی با سر و صدای خوبی بر روی شانه هایش، یک قلب خوب، و کسی که به اندازه کافی توانایی دارد برای مقابله با ستیزه گران بسیار بد خود، رشد می کند و از اشتباهاتش در دنیای پیچیده یاد می گیرد زندگی من واقعا این کتاب را دوست دارم خلق و خوی، داستان، نوشتن و راوی. قطعا در قفسه مورد علاقه من قرار خواهد گرفت. من فکر می کنم که من باید یک نسخه کاغذی را به من بدهم، زیرا این قطعا یکی برای رندر است. به شدت توصیه می شود!
مشاهده لینک اصلی
وقتی اولین بار نیل گیمان را فانتزی عجیب و غریب اما فریبنده ای از کتاب گورستان می دیدم، فورا متوجه شدم که من آن را خیلی دوست داشتم. وقتی متوجه شدم که کتاب قبرستان نیز کتاب جنگل رودیارد کیپلین بود، اما به روز شده به گوتیک و بدبختی، با یک پسر که توسط گرگ ها اما ارواح مطرح شده، من آن را دوست داشتم. برنده جایزه هوگو در سال 2009، این رقیب به شاهکار گیمان Gods of America است. این Gaiman پرنعمت در او استادانه فوق العاده بهترین، وارث تخت Grandmaster ری بردبوری، اما کلاسیک به خودی خود.
مشاهده لینک اصلی
دو روز پیش، یکی از افراد نادری بود که هرگز کتاب نیل گایمن را ندیده بود. من در مورد او شنیده ام، ایو شنیده است تمام ستایش، اما به دلایلی من حتی او را در فهرست خواندن من. حتی در اوایل هفته من از طریق خوراک اخبار من رفته و من خواندن حداقل سه بررسی عالی از کتاب گیمن ها و من احساس کمی از دست رفته، چون من هرگز از یکی از کتابهای او خواندنی نیستم، بنابراین به خودم قول دادم که قطعا یکی از آنها را در آینده بخوانم، فقط برای دیدن آنچه که همه چیز در مورد آن است. این فکر به سرعت ذهن من را تکان داد، بنابراین بار دیگر، من فراموش کرده بودم که کتاب های خود را در لیست خواندن من اضافه کنم. در آن روز من یک قسمت از دکتر کیست را تماشا کردم و در هنگام خواندن اعتبارات که معمولا خواندن ندارم، متوجه شدم نام نیل گیمنز معلوم شد قسمت او را نوشت. من آن را به عنوان یک نشانه گذرانیده بودم و بدون تعویق بیشتر شروع به خواندن کتاب قبرستان کردم (من نام آن را دوست داشتم و فرضیه واقعا جالب توجه بود). من کاملا آن را دوست داشتم !!! من عاشق فریبنده بودم، اما به نوعی فضای خنده دار بود که مرا به Tim Burton movies.I دوست شخصیت Bods، hes چنین پسر شیرین و من دوست داشتم که چگونه او نام خود را دریافت کرد. (او به نظر می رسد هیچ کس جز خودش نیست - پس هیچکس آن را ندارد.) برای برش داستان طولانی کوتاه، من کاملا عاشق همه چیز در مورد آن و من متاسفم که آن را نمی نوشته شده است زمانی که من یک بچه بود، من احتمالا آن را دوست داشت حتی آن وقت، اگر این امکان وجود داشته باشد، فقط یکی از آن کتابهایی است که شما میخواهید هر کتابی را بخوانید که نویسنده آن هرگز نوشته نشده است و من قصد دارم این کار را انجام دهم.
مشاهده لینک اصلی
ناامید کننده برای اولین بار، یک نمونه ازThe Graveyard Book را بخوانید که یکی از داستان های کوتاه درM برای Magic @ است، مجموعه ای از داستان کوتاه گیمن ها (4 ستاره، نگاه کنید به بررسی). و این تنها مسئله است: هر فصل از @ Graveyard @ به نظر می رسد یک داستان کوتاه در خود، به خوبی نوشته شده و بدون شک خلاقانه، اما در متن رمان، تنها به طور آزاد به فصل قبل و بعد از آن متصل است. توسعه شخصیت کمی وجود دارد، تقریبا صفر تا اوج. شخصیت ها معرفی شده و ماجراها، هرگز دیده نشده و یا صحبت در مورد دوباره. پایان دادن به زیبایی بود، اما خیلی کم و خیلی دیر بود: یک مفهوم واقعا منحصر به فرد که در رسیدن به پتانسیل کامل آن ناتوان است.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کتاب گورستان
خرید کتاب کتاب گورستان
جستجوی کتاب کتاب گورستان در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
این بررسی سخت است برای نوشتن. نه به خاطر این که من نمی توانم چیزهای شگفت انگیزی راجع به این کتاب بگویم، بلکه به این دلیل است که چیزهایی که من در مورد آن دوست داشتم وجود دارد. من بسیار خوشحالم که تجربه گوش دادن به این کتاب را در صوتی داشتم. شنیدن آقای گیمان خواندن آن را بر روی کیک خارق العاده icing. او صدای زیبایی بیان، تسکین دهنده و احساسی دارد. او این را نوشت، بنابراین او از دانستن دقیقا همان چیزی است که تاکید بر خطوط و عبارات مختلف و نحوه خواندن قطعات مختلف دارد. من قبل از این سال نیل گیمان را ندیده بودم و لذت بردم او را کشف کردم. او فوق العاده خارق العاده است، با فهم شادی و حیله ای که فانتزی در خواننده الهام بخش است، خوش شانس است. در این مورد، او موفق به گرفتن یک موضوع بسیار تاریک، مرگ، و به آن حس ظرافت و زیبایی. ایده یک یتیم که در قبرستان در حال رشد است، به نظر می رسد مضر است، اما این کتاب این طور نیست (البته شاید بخشی از آن ها با گوهل ها باشد، اما هدف آن). به جای خواندن یک کودک تنهایی، رها شده در محل مرگ، من احساس کردم گرم و دوست داشتنی گورستان و محروم آن کودکان نوپای یتیم را تصویب کرد، او را به یک مرد جوان دوست داشتنی برساند. من احساس می کردم که من رشد می کردم و تمام قوم های قبرستان را می شناختم، مثل اعضای یک خانواده بزرگ و غیر عادی. من دوست داشتم که آقای گیمان با چه قبرتی گفت که یک روح جدید ایجاد کرده است. این فقط لمس درست بود. این و شخصیت فراوان این ارواح به من کمک کرد تا از نزول به غم و اندوه در تحقق این که همه این افراد از بین رفته بودند در هواپیما مرگبار منع شدند. این برای من طبیعی است. این استعداد را در بر میگیرد. به همین ترتیب تمام ایده یک قاتل به دنبال یک کودک بی گناه برای به پایان رسیدن آنچه که چند سال پیش آغاز شد، می تواند بیش از حد تاریک باشد. این تاریک بود، اما تاریکی این داستان را غافلگیر نمی کند، بد نیست بدانیم که Bod تنها در جهان نیست. او در قالب خانواده خانواده ارواح، سیلس نگهبان، گاه به گور بچه گانه خانم لوپسکو و خود قبرستان دارای دیوار قوی محافظت است. و بود در یک پسر جوان / مردی با سر و صدای خوبی بر روی شانه هایش، یک قلب خوب، و کسی که به اندازه کافی توانایی دارد برای مقابله با ستیزه گران بسیار بد خود، رشد می کند و از اشتباهاتش در دنیای پیچیده یاد می گیرد زندگی من واقعا این کتاب را دوست دارم خلق و خوی، داستان، نوشتن و راوی. قطعا در قفسه مورد علاقه من قرار خواهد گرفت. من فکر می کنم که من باید یک نسخه کاغذی را به من بدهم، زیرا این قطعا یکی برای رندر است. به شدت توصیه می شود!
مشاهده لینک اصلی
وقتی اولین بار نیل گیمان را فانتزی عجیب و غریب اما فریبنده ای از کتاب گورستان می دیدم، فورا متوجه شدم که من آن را خیلی دوست داشتم. وقتی متوجه شدم که کتاب قبرستان نیز کتاب جنگل رودیارد کیپلین بود، اما به روز شده به گوتیک و بدبختی، با یک پسر که توسط گرگ ها اما ارواح مطرح شده، من آن را دوست داشتم. برنده جایزه هوگو در سال 2009، این رقیب به شاهکار گیمان Gods of America است. این Gaiman پرنعمت در او استادانه فوق العاده بهترین، وارث تخت Grandmaster ری بردبوری، اما کلاسیک به خودی خود.
مشاهده لینک اصلی
دو روز پیش، یکی از افراد نادری بود که هرگز کتاب نیل گایمن را ندیده بود. من در مورد او شنیده ام، ایو شنیده است تمام ستایش، اما به دلایلی من حتی او را در فهرست خواندن من. حتی در اوایل هفته من از طریق خوراک اخبار من رفته و من خواندن حداقل سه بررسی عالی از کتاب گیمن ها و من احساس کمی از دست رفته، چون من هرگز از یکی از کتابهای او خواندنی نیستم، بنابراین به خودم قول دادم که قطعا یکی از آنها را در آینده بخوانم، فقط برای دیدن آنچه که همه چیز در مورد آن است. این فکر به سرعت ذهن من را تکان داد، بنابراین بار دیگر، من فراموش کرده بودم که کتاب های خود را در لیست خواندن من اضافه کنم. در آن روز من یک قسمت از دکتر کیست را تماشا کردم و در هنگام خواندن اعتبارات که معمولا خواندن ندارم، متوجه شدم نام نیل گیمنز معلوم شد قسمت او را نوشت. من آن را به عنوان یک نشانه گذرانیده بودم و بدون تعویق بیشتر شروع به خواندن کتاب قبرستان کردم (من نام آن را دوست داشتم و فرضیه واقعا جالب توجه بود). من کاملا آن را دوست داشتم !!! من عاشق فریبنده بودم، اما به نوعی فضای خنده دار بود که مرا به Tim Burton movies.I دوست شخصیت Bods، hes چنین پسر شیرین و من دوست داشتم که چگونه او نام خود را دریافت کرد. (او به نظر می رسد هیچ کس جز خودش نیست - پس هیچکس آن را ندارد.) برای برش داستان طولانی کوتاه، من کاملا عاشق همه چیز در مورد آن و من متاسفم که آن را نمی نوشته شده است زمانی که من یک بچه بود، من احتمالا آن را دوست داشت حتی آن وقت، اگر این امکان وجود داشته باشد، فقط یکی از آن کتابهایی است که شما میخواهید هر کتابی را بخوانید که نویسنده آن هرگز نوشته نشده است و من قصد دارم این کار را انجام دهم.
مشاهده لینک اصلی
ناامید کننده برای اولین بار، یک نمونه ازThe Graveyard Book را بخوانید که یکی از داستان های کوتاه درM برای Magic @ است، مجموعه ای از داستان کوتاه گیمن ها (4 ستاره، نگاه کنید به بررسی). و این تنها مسئله است: هر فصل از @ Graveyard @ به نظر می رسد یک داستان کوتاه در خود، به خوبی نوشته شده و بدون شک خلاقانه، اما در متن رمان، تنها به طور آزاد به فصل قبل و بعد از آن متصل است. توسعه شخصیت کمی وجود دارد، تقریبا صفر تا اوج. شخصیت ها معرفی شده و ماجراها، هرگز دیده نشده و یا صحبت در مورد دوباره. پایان دادن به زیبایی بود، اما خیلی کم و خیلی دیر بود: یک مفهوم واقعا منحصر به فرد که در رسیدن به پتانسیل کامل آن ناتوان است.
مشاهده لینک اصلی