تا مرکز شهر دویدم. وقتی نفسنفسزنان به مولی رسیدم، جمعیت ناپدید شده بودند و همهی شکارچیان مرتد هم رفته بودند. با این حال هنوز خون روی جاده بود. دربارهی اتفاقی که افتاده بود از چند رهگذر سوال کردم. بعضی اطلاع نداشتند. بعضی میدانستند دعوا شده بود. با درماندگی در خانهی مولی را زدم و با مریدی که در را باز کرد، رودررو شدم. دستانم میلرزیدند. «چی به سر گروه گشتی مرتدها اومد؟» شانه بالا انداخت:«یا رفتن یا کشونکشون بردنشون.» «کسی هم مرد؟» «نمیدونم»...
خرید کتاب گوهر نیمه شب
جستجوی کتاب گوهر نیمه شب در گودریدز
معرفی کتاب گوهر نیمه شب از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب گوهر نیمه شب
خرید کتاب گوهر نیمه شب
جستجوی کتاب گوهر نیمه شب در گودریدز