کتاب یک مناظره ی سیاسی کهن

اثر رامین سلیمانی از انتشارات روزنه-داستان فانتزی

صدايی زنانه گفت: «مادرم می‌گفت با اين هوا كه در سر داری عاقبت به همسری شاه می‌روی و من خواستم كه از زوجات شاه باشم.» اولين كلمه را كه گفت لرزه‌ای كوتاه، آميخته با لذتی ناشناخته، به جانم انداخت. صاحب صدا فقط می‌توانست همان زنی باشد كه آن شب مسخ‌مان كرده بود. جمله‌اش را كه تمام كرد چادر سياهی ديدم كه چرخ‌زنان در روشنايی چراغ ديواری قرار گرفت. چند دور گرد مجسمه‌ی ناصرالدين‌شاه گشت تا عاقبت نشست و دست‌ها را روی ران‌های مجسمه گذاشت. بعد ادامه داد: «از شمارگان صيغه‌های محتره بودن چنگی به دل نمی‌زد. نيت كرده بودم از زنان عقدی همايونی باشم.» سرش را بالا آورد تا به صورت مجسمه نگاه كند كه گوش‌واره‌های بلندش پايين افتاد. شكل قطره‌های اشك بود. گفت: «می‌خواستم تا آن‌جا طرف ميل شاه باشم كه نقدينه و جواهرآلات و حتی خوراك شاه به دست من باشد.» بعد از پای مجسمه بلند شد و دوباره شروع به چرخيدن كرد؛


خرید کتاب یک مناظره ی سیاسی کهن
جستجوی کتاب یک مناظره ی سیاسی کهن در گودریدز

معرفی کتاب یک مناظره ی سیاسی کهن از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب یک مناظره ی سیاسی کهن


 کتاب برایتان دوباره گربه تجویز می‌کنیم
 کتاب The Art of Howl's Moving Castle
 کتاب هیون فال 2
 کتاب پیتزای فضایی
 کتاب چهار سابقه‌دار 15
 کتاب کتاب فروشی اشباح 1